RSS Feed

دعواهای قرون وسطائی

August 2, 2013

جنگهای مذهبی که گاه به کشت و کشتار و خونریزی منتهی میشد مصیبتی بود متعلّق به قرون وسطی. در قرون وسطی بود که شیعه و سنّّی بر سر مسائل اعتقادی یا سیاسی یا تاریخی با هم می جنگیدند. در قرون وسطی بود که مسیحیان یهودیان را تحت فشار قرار می دادند و آنها را آواره می کردند. مسلمانان زرتشتیان را تحت فشار قرار می دادند و آنها را مجبور می کردند یا اسلام بیاورند یا مهاجرت کنند. دعواهای مذهبی در اروپا هرچند که در قرنهای هفدهم و هجدهم بود ولی آنهائی که می جنگیدند هنوز در قرون وسطی به سر می بردند. ذهنیتشان قرون وسطائی بود. سنّی هایی که شیعیان را به اتهام شیعه بودن یا رافضی بودن می کشتند دعوایشان قرون وسطایی بود. جلادان صفوی که علماء و حکما و متکلمان و فقهای اسلام را به جرم سنّی بودن می کشتند شمشیر قرون وسطایی در دست داشتند. حتی در زمان ناصرالدین شاه هم که به خیال خود برای دفاع از اسلام به آزار بهائیان و شیخی ها می پرداختند با ذهنیت و روش قرون وسطایی از اسلام دفاع می کردند. ویژگی دفاع از اسلام در قرون وسطی این بود که مبارزه مسلمانان با غیرمسلمانان در مرتبّ نبوت بود. حتی در صدر اسلام هم مؤمنان به عنوان وظیفۀ دینی خود از راه تطوّع (یعنی داوطلبانه) به مرزها می رفتند در مرتبۀ نبوت یا محمد رسول الله می جنگیدند، نه در مرتبۀ توحید. البته موارد استثنایی هم بود، معمولاً جنگ با کفار جنگ با ملحدان و اشخاصی که به خدا یا وجود متعالی ایمان نداشتند نبود. بسیاری از دعواها حتی از مرتبۀ محمّد رسول الله هم پائین تر بود. دعوای شیعه و سنّی از مرتبۀ نبوت هم پائین تر است. دعوای شیعه زیدی و اسماعیلی یا امامی مگر در چه مرتبه ای بود؟ دعوای شیعیان ارتدکس با شیخی ها در چه مرتبه ای بود؟ هر دو گروه نه فقط به توحید و نبوت خاتم الانبیاء ایمان داشتند بلکه به اهل بیت هم ارادت می ورزیدند. دعوای نعمتی و حیدری در چه مرتبه ای بود؟ همه در مرتبه ای پائین تر از مرتبۀ توحید بود. امروزه نیز کسانی که به عنوان اهل سنّت با شیعیان می جنگند و دستور قتل و ترور آنها را در پاکستان و عراق صادر می کنند در مرتبۀ توحید نمی جنگند، بلکه حتی در مرتبۀ نبوت هم نمی جنگند. به همین دلیل دعوای ایشان قرون وسطایی است. شیعیانی هم که با سنّیان سرستیز دارند ستیزه جویی ایشان حاصل ذهنیت قرون وسطایی است. اذیت و آزار فرقه های درویشی هم ناشی از همین ذهنیت است. این بدان معنی نیست که در عصر جدید ادیان و مذاهب با هم سر دعوا ندارند. نه، ادیان و مذاهب در عصر جدید هم مجبوراند که از خود دفاع کنند. مسئله اینجاست که در برابر کی و چگونه؟ ادیان در برابر کدام دشمن باید از خود دفاع کنند؟ همان دشمنی که در گذشته داشتند؟
حقیقت این است که دشمن دینداری امروزه با گذشته فرق کرده است. امروز دشمن شیعه سنّی نیست و دشمن سنّی شیعه نیست. دشمنی ادیان و مذاهب با کسانی است که به مبدء اعتقاد ندارند. مؤمن حقیقی به وجود متعالی قائل است و دشمن او کسی است که به وجود متعالی قائل نیست. مسلمانان در دوره هایی به همین دلیل اهل کتاب را دشمن حربی خود قلمداد نمی کردند. به همین دلیل فرقه های درویشی و بهائیان و شیخی ها دشمن مسلمانان نیستند. شاید به کار بردن لفظ دشمنی هم درست نباشد. به هر حال، کسانی که هنوز به این نوع اختلافات دامن می زنند در قرون وسطی به سر می برند. البته در عصر جدید فقط مرتبۀ اختلاف نیست که در دعواهای دینی و مذهبی تغییر کرده، بلکه شیوه های عملی برای دفاع هم تغییر کرده است. به عبارت دیگر، در عصر جدید نه فقط موضوع اختلاف ادیان از مرتبۀ نبوت به مرتبۀ توحید رفته، بلکه روش مقابله با دیگران هم تغییر کرده است. در گذشته شمشیر و اسلحه بود که تکلیف دشمنی ها را معیّن می کرد. کاتولیک و پروتستان اسلحه به دست می گرفتند و یکدیگر را می کشتند. سنّی ها اگر در شهری قدرت به دستشان می رسید پیروان مذاهب دیگر را می کشتند. کرّامی ها در فیروزکوه افغانستان آن قدر قدرت داشتند که پرنفوذترین شیخ الاسلام زمان یعنی فخر رازی را تهدید به مرگ می کردند. سنّی هایی که در عراق و پاکستان دستور قتل و ترور شیعیان را صادر می کنند هنوز به روش قرون وسطایی عمل می کنند و به خیال خود از مذهب خویش دفاع می کنند.
تفاوت عصر جدید با قرون وسطی این است که اسلحه را از دست طرفین دعوا گرفته است. یکی از مواد درخشان اعلامیۀ حقوق بشر نیز همین است. هر کس آزاد است که دینی را که می خواهد اختیار کند. کسی حق ندارد سر نیزه را به سینه کسی فشار دهد و از او بخواهد که دین خود را تغییر دهد. مسلمانان از برکت همین ماده است که می توانند در اروپا و آمریکا آزادانه زندگی کنند. در اروپا هیچ کس حق ندارد مسلمانان یا بودائیان یا هندوها را با اسلحه تهدید کند و از آنها بخواهد که به مسیحیت بگروند. ادیان و مذاهب در عصر جدید اسلحۀ آتشین را زمین گذاشته اند هرچند که در بعضی از جاها متأسفانه این حق انسانی توسط برخی از پیروان ادیان زیرپا گذاشته می شود. عصر جدید از پیروان مذاهب و ادیان خواسته است که برای دفاع از دین و آیین خود متوسل به اسلحۀ آتشین نشوند. همۀ ادیان حق دفاع از دین خود را دارند، امّا حق ترور و کشتن اشخاص دیگر را ندارند. دفاع از ادیان باید با سلاح عقل صورت گیرد. هر کس آزاد است به هر نحوی که می خواهد فضائل دین خود را تبلیغ کند، براهین برتری دین و مذهب خود را بر دیگران اقامه کند، و همان طور که خودش اختیار داشته یعنی آزاد بوده که دین خود را برگزیند، این حق را باید برای دیگران هم قائل شود. حکومتها هم نمی توانند از احاد ملّت خود این حق را سلب کنند. کشورهای غربی از بسیاری از کشورهای شرقی در این مورد جلوتراند. کشورهای شرقی هم همه در یک ردیف نیستند. امروزه کمتر حکومتی است که اشخاصی را به جرم داشتن دینی یا مذهبی مغایر با دین و مذهب اکثریت آن جامعه بکشد. ولی متأسفانه هستند حکومتهایی که برخی از آحاد ملّت خود را به جرم داشتن دینی دیگر از پاره ای از حقوق شهروندیشان محروم می کنند. این روش مسلماً قرون وسطائی است. مشکل کشورهایی مثل عربستان سعودی همین است . در شأن حکومت امروزی و متعلّق به عصر حاضر نیست که با روشهای قرون وسطایی از دین دفاع کند. در واقع ادیانی که به روشهای قرون وسطائی با ادیان دیگر به مقابله برمی خیزند با خودشان دشمنی می کنند.


بدون نظر »

نظری ثبت نشده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *