RSS Feed

چهرۀ واقعی امام صادق

August 13, 2013

برخی از شخصیتهای بزرگ دینی هستند که چهرۀ شناخته شدۀ آنها با واقعیت وفق نمی دهد. طرفداران و پیروان این شخصیتها سعی کرده اند که در طول تاریخ تصویر آنها را روتوش کنند و پروفایلی از آنها بسازند که با عقاید رسمی مذهب ایشان یا ایدئو لوژی آنها مطابقت داشته باشد. این مطلب را من سالها پیش در خصوص امام محمد غزالی گفتم. غزالی دو کتاب فلسفی نوشت به نام المضنون که به مذاق طرفداران اهل سنت او خوش نیامد و لذا نسخه های آن دوکتاب را از بین بردند و به جای آنها کتاب دیگری نوشتند به همان نام و گفتند غزالی باید این کتاب را به این صورت می نوشت. گفتند غزالی نمی توانست شبها قبل از خواب اشارات بوعلی بخواند و صبحها نجات را رونویس کند. آن کتاب یا کتابهایی را که او واقعا نوشته بی خود نوشته. باید اینطوری که ما برایش نوشتیم می نوشت. به این نوع کتاب سازی می گویند تاریخ مقدس. چهره سازی برای شخصیتهای مذهبی در ادیان و مذاهب دیگر هم عملی رایج بوده و به همین دلیل از دید تاریخی امروز نمی توان به تاریخهای مذهبی اعتماد کرد. من وقتی سالها پیش تفسیر منسوب به امام صادق(ع) را در حقایق التفسیر سلمی خواندم همین احساس را در مورد امام صادق پیدا کردم. پیش خود گفتم اگر این حرفها از آن امام باشد در آن صورت چهره ای که شیعه ارتدکس به دست فقهای خود از امام رسم کرده اند روتوش شده است، ساختگی است. ولی چون در انتساب آن اثر به حضرت صادق تردید وجود داشت زیاد به این مسئله فکر نکردم. تا این که چند روز پیش دوست عزیزم منوچهر صدوقی نسخۀ فاکسیملۀ تفسیر دیگری از امام صادق را برایم فرستاد. این تفسیر هم مانند تفسیر قبلی کاملا عرفانی است. یعنی مثلا برای چیزهای طبیعی در عالم محسوس معانی دیگری که کاملا عرفانی است در نظر می گیرد. نمونۀ آن کعبه است که می گوید علاوه بر کعبۀ سنگ و گل کعبۀ دل هم داریم. بنابر این وقتی حافظ می گوید “احرام کعبۀ دل بی وضو ببست”، اصل ایدۀ کعبۀ دل و احرام بستن آن از امام صادق است. این فقط یک نمونه است. این دو تفسیر دریایی است از این معارف و نشان می دهد که اگر انتساب آنها درست درست باشدچهره ای که اجداد شیعی ما از امام صادق ساخته اند درست نیست. برای من چهره ای که در آن امام صادق علاوه بر تفسیر ظاهری با دیدی عرفانی هم به آیات الهی نگاه می کند و برای ظاهر قرآن باطنی و برای باطن آن باطنی دیگر قائل می شود جذاب تر و باشکوه تر از چهره ایست که در آن امام به مسائل یک طلبه دهاتی در بارۀ طهارت و نجاست و امور روزمره عوام الناس پاسخ می دهد. این تفاسیرعرفانی را اگر هم نخواهیم به طور قطع از امام بدانیم به هر حال نمی توانیم آنها را نادیده بگیریم. منطقی تر این است که بگوییم یک چیزهایی بوده است که حتی اهل سنت هم آنها را قبول کرده و به ما انتقال داده اند. اگر کتابی بود در انتقاد از امام صادق می توانستیم بپذیریم که سنی ها از روی دشمنی این حرفها را جعل کرده باشند. ولی وقتی می بینیم سنی ها عالی ترین مطالب را به امام ما نسبت می دهند در آن صورت منطقی تر این است که ما نسبت به چهره ای که فقهای خشک و ظاهر بین ما از امام ترسیم کرده اند تردید کنیم.


بدون نظر »

نظری ثبت نشده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *