RSS Feed

کابوس سلفی گری

November 6, 2013

دیشب برنامۀ افق را در بارۀ سلفی گری در صدای آمریکا دیدم. ضعیف بود. ضعیف. سلفی گری دو رکن اساسی دارد، یکی بازگشت به شیوۀ زندگی و مرام سلف صالح و در نهایت سنت حجاز و به خصوص سنت اهل مدینه در ۱۴۰۰ سال پیش، و دوم مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی ها به خیال خود جدید و خلاف سنت می دانند. برای آن هم مبارزه می کنند . مبارزۀ مسلحانه. در قدیم هم، یعنی در قرن دوم وسوم هم مبارزۀ مسلحانه می کردند و با مسیحیان می جنگیدند و ایرانیان زردشتی را می کشتند. هیچ یک از شرکت کنندگان به موضوع بدعت اشاره نکرد. در قدیم برای سلفی ها فرهنگ و تفکر ایرانی و یونانی یا رومی که از بیزانس آمده بود بدعت بود و امروز تمدن جدید غربی که در واقع تمدن جهانی است بدعت به حساب می آید. خطر سلفی های جدید در این است که مانند بعضی از اسلافشان از اسلحه استفاده می کنند، از انواع اسلحه های خطرناک. امروز به جای شمشیر و قمه، از نارنجک و بمب و مسلسل و آرپی جی و در آیندۀ نزدیک از سلاح شیمیائی و حتی اگر دستشان برسد بمب اتمی استفاده خواهند کرد. ولی در سلفی گری تناقض وجود دارد. در قدیم هم وجود داشت. آنها از مواهب تمدن جدید استفاده می کنند ولی با آن مبارزه می کنند. سنت گرایان هم همین تناقض را دارند. آنها هم در واشنگتن و لندن در خانه های راحت زندگی می کنند و با تمدن جدید مخالفت می کنند. فرقشان با سلفی ها این است که دست به اسلحه نمی برند. مخالفت سنت گرایان غیر مسلحانه است. با تفکر فلسفی و عرفانی هم مخالفت نمی کنند، یعنی به سنت اهل مدینه نمی چسبند . فقط با علوم عقلی مخالفت می کنند. اما همۀ آنها دچار تناقض اند. وقتی می خواهند فتقشان را عمل کنند به بهترین بیمارستانهای لندن می روند و از پیشرفته ترین تجهیزات پزشکی استفاده می کنند ولی به علومی که این تجهیزات را آفریده بد و بیراه می گویند. خودشان را به دست پزشکان جدید می سپارند ولی برای چیزی که به آن طب النبی می گویند هی صلوات می فرستند. سوار بنز ضد گلوله می شوند و در هواپیما فقط بیزینس کلاس سفر می کنند و آن وقت همۀ علومی را که این تکنولوژی را آفریده فحش می دهند و سلفی ها به فحش قناعت نمی کنند بلکه با اسلحه به سراغ مردم می روند. به سراغ کی؟ به سراغ دختر بچه ای که از مدرسه برگشته، به او شلیک می کنند، به صورت زنی که فقط دو تار مویش پیدا شده اسید می پاشند. سلفی مخالف حقوق زن است، مخالف حقوق بشر است، مخالف جامعه ای که مردم می توانند راه و رسم زندگی و اعتقادت خودشان را خودشان انتخاب کنند. سلفی گری بیماری عصر ماست، و فقط هم در میان سنی ها نیست. سلفی کراوات کریستن دیور می بندد و به تلویزون می آید و از سلفیت دفاع می کند. سلفی از پشت عینکی به دنیا نگاه می کند که فریم آن ساخت کارخانۀ مون بلان است و حد اقل دو ملیون تومان قیمت دارد. سلفی مثل همه ما در دنیائی پر از تناقض زندگی می کند و به عقایدی پای بندی نشان می دهد که فاتحۀ آنها قبلا در قرنهای نوزدهم و بیستم خوانده شده است. سلفی گری زندگی کردن در رؤیاست، نه ، زندگی در کابوس است.

بدون نظر »

نظری ثبت نشده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *