RSS Feed

October, 2013

  1. ظریف و ظرفا

    October 29, 2013 by daanial

    جناب ظریف وزیری است دوست داشتنی و اهل فضل و کمال و من به خصوص به اسم ایشان علاقه دارم. ظریف از اواخر قرن سوم تا نیمه های قرن پنجم به کسانی می گفتند که اهل ادب و فرهنگ و شعر و موسیقی و فلسفه و هنر و خلاصه همۀ چیزهای خوب فرهنگی بودند. به آنها اومنیستهای اسلامی هم گفته اند، اومنیست به معنائی که در رنسانس به کار می رفت. ظرفا با عوام فرق داشتند، چون با سواد و ادیب و بعضا شاعر بودند. به عربی شعر می گفتند و بعضی از ایشان هم به فارسی. متفکر بودند. ذوق داشتند. به همین جهت با اهل شریعت و فقه و حنبلی ها و ظاهریون نیزفرق داشتند. برای خودشان مجالسی داشتند که در آنها شعر می خواندند و مناظره های جدی می کردند، در بارۀ فلسفه و ادبیات و دین و خلاصه مسائل روشنفکری دیگر. این مجالس در حضور بزرگان برگزار می شد، مثلا در حضور صاحب ابن عباد که قبرش در اصفهان است. بعضی از ایشان بگی نگی اهل شاهد بازی هم بودند. شاید هم شاهد بازی با اینها شروع شد. از جمله موضوعات مورد علاقه ایشان عشق بود و ما مناظره هائی هم در این باره در دست داریم. در بارۀ ظرفا الموشّی کتابی نوشته و برخی از مسائل آنها را هم ابوحیان توحیدی که قبرش در شیراز است شرح داده است. دیگران هم نوشته اند ولی هنوز اطلاعات ما در بارۀ ایشان اندک است. به خود آنها ظریف می گفتند و به حرکت اجتماعی آنها ظرف. به نظر می رسد که مجالس آنها بیشتر در بغداد ( که در آن زمان شهری ایرانی بوده ) و ری و اصفهان و شیراز و نشاپور برگزار می شده است. عربها، به خصوص اهل حجاز، میانه ای با ظرف و ظرفا نداشتند. همان طور که سلفی گری حرکتی عربی بود ظرف هم حرکتی ایرانی بود. به هر حال آقای ظریف مرا به یاد این ایرانیان اهل ذوق و فرهنگ می اندازد که درست نقطۀ مقابل سلفی های عرب و داخلی اند.

  2. عشق و اخلاق

    October 28, 2013 by daanial

    تصمیم گرفته بودم که امروز در فیس بوک حسب حالی ننویسم. اسم شب را که دادم و وارد شدم، فقط مطالب دوستان را جسته-گریخته خواندم و یکی دو تا ذیل اینجا و آنجا نوشتم و صفحه را بستم و مشغول کارهای دیگر شدم. ناگهان دیدم این بیت حافظ از چپ و راست به ذهنم هجوم می آورد:
    من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
    که عشق از پردۀ عصمت برون آرد زلیخا را
    عجب بیتی است! از آن بیتهایی که در لختی از حسن یاد کرده و در لختی دیگر از عشق. از این نوع ابیات ما کم نداریم. بعضی از رباعیهای کلاسیک هم همین طور است . در بیت یا مصرعی از حسن سخن می گویند و در بیت یا مصرعی دیگر از عشق. و آن وقت رابطه ای که شاعر در اینجا میان حسن و عشق بر قرار کرده است. حسن را روز افزون خوانده. زیبائی چیزی است که بتدریج زیاد و زیادتر می شود. در مقابل آن، عشق هم شدت می گیرد. بعضی ها می گویند کامل تر و پخته تر می شود. و ناگهان به نقطۀ جوش می رسد و کاری می کند کارستان. عاشق را پاک از پردۀ عصمت بیرون می آورد. یعنی چه؟ یعنی عاشق را از بی گناهی و معصومیت بیرون می آورد. ولی بیرون آمدن از پردۀ عصمت ارتکاب به گناه نیست. حافظ در اینجا از گناه سخن نمی گوید. حقیقتی را می خواهد بیان کند در بارۀ روانشناسی عشق و عاشقی. روز افزونی حسن باعث شدت عشق می شود. همین. اگر زلیخا از پردۀ عصمت بیرون آمده به خاطر ازدیاد حسن یوسف است. مقصر اصلی، اگر بتوان آن را تقصیر خواند، حسن است. اگر حسن روز افزون یوسف نبود زلیخای بیچاره هم به فکر شوهر و خانه و زندگیش بود. پس زلیخا گناهکار نیست. زلیخا بی عفتی نکرده . بی اخلاقی نکرده. به همین دلیل هم زلیخا در قران مجازات نمی شود. یوسف است که به زندان می افتد. زلیخا را همین بس که به بلای عشق مبتلا باشد. زلیخا را به خاطر عاشق شدن نمی توان سرزنش کرد. هیچ عاشقی را به خاطر عاشقی نمی توان سرزنش کرد. سرزنش کردن مربوط به اخلاقیات است. انسان تا زمانی که در دست عشق اسیر است از مرتبۀ اخلاقیات بیرون است. این به دلیل ماهیت جبری عشق است. عاشقی اختیاری نیست. جبری است. آمدن آن هم از اختیار ما بیرون است. برایش نقشه نمی توان کشید. ناگهان سر می رسد. «در ار بندی ز روزن سر بر آرد». و چون بیرون از اختیار است حکم اخلاقی در حقش نمی توان صادر کرد. زلیخا گناهکار نبود. هیچ عاشقی تا زمانی که مرتکب عملی نشده است گناهکار نیست. شاید به همین دلیل است که خانواده های “مؤمن” و “مقدس” قدیمی عشق را زیر سیبیلی رد می کردند. سعی می کردند اسم آن را نیاورند یا کمتر بیاورند و اگر کسی عاشق می شد می گفتند خاطر خواه شده است. صدا و سیما هم که اخلاقش اخلاق خانواده های “مؤمن” و “مقدس” قدیمی است به همین دلیل از لفظ عشق پرهیز می کند. دور و بر داستانهای عشقی نمی رود و اگر برود با احتیاط می رود. بعضی از این “مؤمن” های جانماز آبکش و با تقوای بازاری آرزو می کردند که سورۀ یوسف اصلا نازل نشده بود. من بچه که بودم داستانهای پیامبران را از یکی از این خانم درسیهای شوهر نکردۀ “با تقوا” که نزد مادرم می آمد و به او تفسیر قرآن درس می داد شنیدم. یه چیزهایی از داستان یوسف و زلیخا به گوشم خورده بود. همیشه منتظر بودم که این خانم درسی یه روزی به داستان یوسف برسد. رسید، ولی فقط از یعقوب و برادران یوسف گفت و حتی اسم زلیخا را هم نیاورد. داستانهای عشقی خطرناک اند. هر چقدر هم که با احتیاط با آنها رفتار کنند، عشق ناگهان کار خود را می کند. مثل مستان آخر شب است. تا کافه را به هم نریزد ول کن نیست.

  3. خون به خون شستن…

    October 27, 2013 by daanial

    می دانم که مسائل بلوچستان پیچیده است . اقتصاد و سیاست و قاچاق و تروریسم و فقر و جنگ شیعه و سنی و وهابیگری همه در آنجا در هم تنیده است. از زمان شاه هم این مسائل بوده. و من حق ندارم از دور راجع به مسائل آنجا قضاوت کنم. ولی این را می توانم بگویم که هیچ حکومت محتشمی نباید رفتارش مانند رفتار گروههای مافیائی و تروریسم باشد. انتقام گرفتن، قصاص کردن، تو یکی از ما را کشتی و ما هم یکی از شما را می کشیم ، کار قبایل و گروههای مافیائی است و در شأن یک جکومت مقتدر و با حشمت نیست. فکرش را بکنید اگر ترکیه عبدالله اوجالان را کشته بود چه قدر مسئله برای خودش درست کرده بود. می توانست او را بکشد ولی شأن خودش را به عنوان یک حکومت عاقل و بالغ و با حشمت و شوکت حفظ کرد.

  4. Watch Below Her Mouth (2017) Full Movie Online Streaming Online and Download

    October 26, 2013 by daanial

    WATCH NOW


    Quality : HD
    Title : Below Her Mouth
    Director : April Mullen.
    Writer :
    Release : 2017-02-10
    Language : English.
    Runtime : 92 min.
    Genre : Drama.

    Synopsis :
    Movie Below Her Mouth was released in February 10, 2017 in genre Drama. April Mullen was directed this movie and starring by Erika Linder. This movie tell story about An unexpected affair quickly escalates into a heart-stopping reality for two women whose passionate connection changes their lives forever.

    WATCH NOW


  5. صورت شکل نیست

    October 25, 2013 by daanial

    (تقدیم به صفحۀ جدید التأسیس ” ویراستیار“)
    اگر هنرمندان و شاعران قدیم و جدید در یک چیز با یکدیگرهم عقیده و هم سلیقه باشند، آن چیز ضرورت نوآوری است. نو آوری خلاقیت است و خلاقیت از لوازم ذات هنر.البته هم هنرمندان قدیم و هم هنرمندان جدید باز اتفاق دارند در این که هر نو آوری ای پسندیده نیست. نوآوری نمی تواند از قاعده یا قواعدی پیروی نکند. این حکم در مورد نوآوری زبانی هم البته صادق است و اولین قاعده ای که برای نوآوری زبانی باید در نظر گرفت این است که نوآوری در تعبیرات و الفاظ نباید مخل معانی باشد. مثلا این که بعضی ها محض تنوع و نوآوری به جای ” به عبارت دیگر” می گویند ” به بیان دیگر ” یا ” به سخن دیگر” دقیق و روشن نیست و چه بسا در مواری غلط باشد. یا این که به جای عبارت قدیمی ” به هر صورت” بعضی ها سعی می کنند شیک ( یا به قول دوستمان آقای بهاءالدین خرمشاهی “ژیگولی” ) حرف بزنند و می گویند: ” به هر شکل” دقیق و صحیح نیست. “عبارت” با “بیان” یا “سخن” مترادف نیست. صورت و شکل هم با یکدیگر فرق دارند. ما می توانیم مطلبی را با عبارات مختلف بیان کنیم. یک معنی است ولی وقتی می خواهیم آن را بیان کنیم یا اظهار کنیم به صورتهای مختلف بیان می کنیم. اصل معنی است و عبارت وسیله است. پلی است که برای رسیدن به معنی از آن باید عبور کرد. “به هر صورت” هم دقیقا معادل “به هر شکل” نیست. شاید این نو آوری به این دلیل باشد که برخی ها خیال می کنند صورت به معنای وجه یا روی است وعامیانه است و بهتر است به جای آن لفظ “شکل” را به کار ببرند. ولی این درست نیست. صورت لفظ عامیانه نیست. صورت معنای دقیقی دارد . صورت در مقابل ماده و معنی است و معادل “فرم” است در حالی که شکل نحوۀ قرار گرفتن اجزاء در یک کل است و معادل “فیگر” است ( آیا “فیگر”یا “فیگور” و “پیکر ” هم ریشه اند؟). ممکن است ما گاهی شکل را مسامحتا به جای صورت به کار بریم و لی در بحثهای علمی و فلسفی نمی توان این کار را کرد. مثلا منطق صوری را نمی توان گفت منطق شکلی. شکل قیاس را نمی توان صورت قیاس خواند. هنر “فیگوراتیو” هنری است که با اشکال (فیگر)سر و کار دارد . تعداد تعبیرات جدیدی که در یک قرن اخیر وارد زبان فارسی شده است نسبتا کم نیست و من فقط دو نمونه را ذکر کردم. اگر مطالعۀ دقیقتری در این مورد صورت بگیرد می تواند ما را در شناخت تحولاتی که در دهه های اخیر در فارسی صورت گرفته و هر روز در حال گسترش است یاری کند


  6. Watch The Lego Batman Movie (2017) Full Movie Online Streaming Online and Download

    October 24, 2013 by daanial

    WATCH NOW


    Quality : HD
    Title : The Lego Batman Movie
    Director : Chris McKay.
    Writer : Chris McKenna,Erik Sommers,Seth Grahame-Smith.
    Release : 2017-02-08
    Language : English.
    Runtime : 104 min.
    Genre : Fantasy, Action, Animation, Comedy, Family.

    Synopsis :
    Movie The Lego Batman Movie was released in February 8, 2017 in genre Fantasy. Chris McKay was directed this movie and starring by Will Arnett. This movie tell story about In the irreverent spirit of fun that made “The Lego Movie” a worldwide phenomenon, the self-described leading man of that ensemble—Lego Batman—stars in his own big-screen adventure. But there are big changes brewing in Gotham, and if he wants to save the city from The Joker’s hostile takeover, Batman may have to drop the lone vigilante thing, try to work with others and maybe, just maybe, learn to lighten up.

    WATCH NOW


  7. مورد هدف

    October 22, 2013 by daanial

    مرحوم یحیی مهدوی استاد فلسفه بود، فلسفه های جدید، ولی در کلاسهایش اگر دانشجویی هنگام سخن گفتن مرتکب غلط دستوری و زبانی می شد در جا تذکر می داد. یک بار به دانشجویی که گفته بود ” با این وجود” پوز خندی زد و گفت: “با کدام وجود؟” و به او گفت به جای آن بگوید :” با وجود این”. یک بار دیگر به دانشجویی که دو بار لفظ هدف را به کار برده بود گفت : “اینقدر هدف هدف نکنید؟” یکی پرسید: “چرا آقا؟ مگر هدف غلط است؟” گفت:« نه، ولی آخر کلمات دیگر هم هست و اینهمه استفاده از یک کلمه تنبلی ذهنی می آورد ، ثانیا هدف هدف است، چیزی که با تیر به آن نشانه می گیرند و بهتر است برای حالتهای ذهنی از الفاظ دیگر استفاده کرد و به جای “به هدف”، گفت “به منظور”،” به قصد”، “به نیت”، ….»این حرف را آن مرحوم چهل سال پیش می زد و در آن موقع به گمانم لفظ زائد ” مورد ” جلوی هدف ننشسته بود . امروز می گویند ” فلان چیز مورد هدف واقع شد ” که لفظ ” مورد” در آن حشو است.

  8. فرق فلسفه و عرفان

    October 20, 2013 by daanial

    کسانی که شرح منظومۀ حاج ملا هادی سبزواری را خوانده اند به یاد می آورند که حاجی در ابتدای بحث متافیزیک خود، در باب وجود می گوید: « مفهومۀ من أعرف الاشیاء و کنهه فی غایه الخفاء». یعنی مفهوم وجود از هر چیزی شناخته شده تر است ولی هیچ چیزی از کنه وجود پنهان تر نیست. حاجی سپس موضوع کنه وجود را رها می کند و می پردازد به مفهوم وجود و اقسام آن و بدین ترتیب مسائل فلسفه را مطرح می سازد. اما عده ای هم هستند که در همان مصراع دوم توقف می کنند و می خواهند آن چیزی را که پنهان است بدانند. مسئلۀ اصلی زندگی برای ایشان همان کنه وجود است و شناخت آن . برای بعضی ها این مسئله آن قدر مهم بوده که حاضر شده اند جان خود را فدای آن کنند. جستجو و جستجو و جستجو. برای رسیدن به گم شده، برای یافتن چیزی که در غایت خفاست. ولی بعد از چندی می بینند که اصلا گم شده ای نبوده . چیزی پنهان نبوده. کنه وجود آشکار تر از مفهوم آن بوده. پیدای پیدا و در واقع از فرط پیدائی پنهان. در بیان وضع خود به شعر و تمثیل متوسل شده اند. می گویند ماهیها جمع شدند و از هم پرسیدند که آب چیست ؟ این چیزی که همه می گویند مایۀ حیات همه چیز است کجاست؟ هیچ کس نمی دانست. رفتند پیش پیر ماهی ها و پرسیدند که آب چیست و در کجا می توانند آن را بیابند؟ پیر ماهی ها شعر بیدل را برایشان خواند که: « آه از این یوسف که من در پیرهن گم کرده ام.»

  9. سخنی از حلاج

    October 19, 2013 by daanial

    بزرگترین اشکال فلسفی ما این است که در زمانی که می خواهیم عالی ترین مسائل زندگی و متعالی ترین حقایق هستی را بشناسیم گرفتار مفاهیم می شویم و از چنگال آنها به سختی می توانیم بگریزیم، اگر بگریزیم. عرفای ما به دو نوع شناخت قائل بودند، یکی شناختی که از راه مفاهیم به دست می آید و دیگر شناختی که انسان از راه ذوق یا چشیدن به آن می رسد. ذوق استعاره است ، متافور است، ومنظور از آن شناخت بی واسطه است که آن را «یافت» هم می گفتند، در برابر «دریافت» که شناخت مفهومی بود. البته ، یافت بالاتر از ذوق است. ذوق مقدمۀ شرب است و یافت شرب است نه ذوق. در ذوق ما لبی تر می کنیم ولی در شرب همۀ آن را در دل جای می دهیم. ذوق لمس کردن است و یافت همآغوشی. این مقدمات را گفتم تا برسم به جمله ای که دو سه ماه است که ذهن مرا به خود مشغول کرده است. خواجه عبدالله انصاری با شگفتی این جمله را از حلاج نقل می کند که می گوید: «از یافتِ الله نور ایمان آید، نه به نورِ ایمان الله یافته آید» (طبقات، ۱۶۴). انصاری مانند دیگر عارفان ایرانی “یافت” را در ترجمۀ “وجود” به کار می برد و حلاج هم “وجد” و ” وجود” را که هر دو مصدر (وجد، یجد ، وجداً و وجد ، یجد، وجوداً) است به معنای یافتن و یافت به کار می برد. حلاج در این عبارت آب پاکی را به دست کسانی می ریزد که ایمان را شرط رسیدن به معرفت خدا می دانستند. او اصلا کسانی را که ادعا می کردند مؤمن اند و او را به جرم نا مسلمانی محاکمه می کردند و فتوای قتل او را می دادند مؤمن نمی داند ، چون این مدعیان هنوز «او» را نیافته اند. انصاری در توضیح سخن حلاج می گوید که «او» باید اول برای ما موجود (یافته) باشد تا بعدا ما بتوانیم به او ایمان داشته باشیم. اول باید او را بیابیم، با «او» هماغوش شویم، در «او» و با «او» زندگی کنیم، در « او» نفس بکشیم، در «او» و با « او» بیندیشیم، تا بعد بتوانیم به «او» ایمان پیدا کنیم. وجود/یافت او مقدم بر ایمان بدوست. کسانی که ایمان را مقدم بر یافت می دانند متعلّق ایمان را مفهوم می انگارند، همان گونه که کسانی که در صدد اثبات یا انکار هستی خدا بر می آیند. اینها از نظر حلاج و حلاجیان همه گرفتار مفاهیم اند، مفهوم خدا یا الله، مفهوم هستی ، مفهوم نیستی ، مفهوم ایمان، مفهوم رد و قبول ، اثبات و انکار ، تصدیق و تکذیب، همه از مقولۀ شناخت مفهومی است، از مقولۀ «ادراک» و «دریافت» ، و نه از مقولۀ وجد و «وجود» و یافت.

  10. نوشتۀ ابسورد

    October 18, 2013 by daanial

    بعضی ها معتقدند که ترجمۀ هر واژه ای از زبانی به زبان دیگر باید با یک واژه انجام گیرد. من این حکم را قبول ندارم. در هر زبانی واژه هایی هست که نمی توان با یک یا حتی دو کلمه به زبان دیگر ترجمه کرد. نمونۀ آن در زبانهای انگلیسی و فرانسه لفظ ابسوردabsurd است که هم آن را مهمل ترجمه کرده اند و هم مسخره. تآتر ابسورد را هم تآتر پوچی ترجمه کرده اند. به هر حال، من بهترین نمونه از نثر پوچی را در مقاله ای یافتم که در بارۀ “حافظ سایه” در همین شمارۀ «مهرنامه» نوشته شده است و این طور آغاز می شود : « ادامه های ازل را گاه می توان در سکوت یک تکه سنگ نیز در تماشا ریخت آن گاه که اشیاء با سکوتی سرشار ذهن و زبان ملکوت را در سمت های جاری جان به ترجمان می نشینند. ما ساکن دور می شویم؟ یا دور ساکن ما؟ این حکایتی است که تنها می توان آن را در آن متن نانوشته، شهرزاد شد. در دور جائی است که در آن بَعد و بُعد با یکدیگر حرف می زنند، حرف هائی رها که ساکنان جذب، جان خویش را با آن تا تطهیر وقت می برند….» اگر شما چیزی نفهمیدید ناراحت نشوید. نوشتۀ ابسورد را قرار نیست کسی بفهمد.